غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

101

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

ثالثا : مغاير با حافظه است . زيرا حافظه ، تنها نگهدار معاني جزئي است . ودركل قوهء متخيله از صور به معاني واز معاني به صور در حركت است . عين القواعد ، علّامه حلّى ، 382 - 385 * * * ( 47 ) از ديدگاه فلسفه ، روحانيت انسان است كه امكان وحى را ثابت مىكند . چرا كه انسان داراى آثار وصفاتى است كه گاه با جنبهء جسماني أو سنخيّت ندارد واز آن فراتر است . علّامه حلّى در شرح حكمة العين ص 241 مىنويسد : حكما در اثبات نبوت وامكان معجزات ووحى ، روشى خاص دارند ، مبتنى بر اين أصل كه آدمي مىتواند أمور ناپيدا را فراگيرد وحوادث آينده را دريابد . اين قاعده بر چند مقدمه پايه‌ريزى مىشود : 1 - انسان داراى قوهء متخيّله است وبدان تركيب يا تفصيل مىكند . وظيفهء اين قوه اين است كه از أمور كلى با أشياء جزئي حكايت كند . 2 - وجود قوه‌اى به نام " حس مشترك " انسان را قادر مىسازد كه صور جزئي محسوس را دريابد . ودر هنگام احساس ، آن صورت جزئي را منعكس سازد . 3 - نفس انساني - به شرط حصول استعداد ونبودن مانع - مىتواند به همان صورتي نقش پذيرد كه در عالم عقل از أو ترسيم شده است . زماني كه نفس به عقل فعال پيوست ، صورتي كلى را درك مىكند . قوهء متخيله ، از اين صورت كلى ، صورتي جزئي كه بيانگر ومناسب آن باشد ، ايجاد مىكند وآن را به قوهء حس مشترك مىسپارد . وبدين‌ترتيب اين صورت ، تجسّم يافته ومشاهده مىگردد واگر مانعى در كار نباشد اين احساس هميشگى خواهد بود . اگر بيماران ، گرمازدگان يا روان‌پريشان صورتهايى را مشاهده مىكنند كه در عالم خارج ، تحقق نيافته‌اند ، به همين دليل است كه حس مشترك مىتواند از صورتهاى مخزون در خيال ، نقش گيرد واگر همانند زمان خواب ، عارى از نقش صورتهاى خارجي باشد آنچه از طريق حواس خارجي بدان منعكس مىشود تنها جذب باطن مىگردد . وگاهى آدمي اين توانائى را دارد كه در بيدارى نيز خود را از اين نقشهاى جزئي رها ساخته وبدون توجه به صورتهاى حسى ، تنها به أمور مجرد تعلق يابد . وحى وخواب ازاين‌جهت به يكديگر شبيه هستند كه هر دو فراوردهء باطن مىباشند اما متفاوت از يكديگرند ازاين‌جهت كه وحى هميشه صادق است ، امّا خواب به دلائلى چند گاه كاذب مىباشد . اما اين سخن علامه كه وحى وخواب هر دو فراوردهء باطن مىباشند مطلبي است نيازمند شرح وتفصيل . زيرا در غير اين صورت نمىتوان به سهولت مرزى ميان وحى بر أنبياء وأوهام مجانين قائل گشت .